|
گاهی در شعور کلمه و موسیقی رها می شوم
|
هیچ چیز خوبی برای خواندن نیست!
و هیچ چیز خوبی برای نوشتن
من مدتهاست مرده ام
می دانی! حال مسخره ایست که من سالهاست به آن دچارم
سالهاست گیر کرده ام میان یک زمین خشک
میان صدای کلاغ ها و ابر....
گیر کرده ام میان توهم شنیدن یک دوستت دارم...
حتما می دانی چقدر انتظار سخت است
وقتی سعی می کنی قاپ مرگ را بدزدی
اما او برای تو ناز می کند....
من هر روز خودم را از طبقه ی چهارم پایین می اندازم
راستش را بخواهی
خسته شدم دیگر!
هر روز صبح
در چارچوب پنجره تنم را قاب می گیرم
و در قیل و قال مبهم مردم گم می شوم
در صدای آب
صدای جارو برقی
صدای میز و صندلی و نردبان
و در صدای خنده های همزمان...
و چشم هایم در تب و تاب ابرها غوطه می خورد...
کسی داد می زند:
پنج روز مانده....
راستی! پنج روز دیگر بهار می رسد!
اما من در سینه ی زمستان آرمیده ام
و زهر تنهایی در استخوان هایم ته نشین شده....
پ.ن:
به بهارتان برسید اینجا هنوز زمستان است....
.
راستی!
خوش به حال روزگار....
مرا به خاطر داری
درختم!
همان که سال پیش با نگاه خسته و قلبی خسته تر به شاخه ام آویختی!
همان که سخاوتمندانه سر به تیغت نهاد
و شبانه جای خالی شاخه هایش را
قطره قطره
در چشم باد گریست!
حالا
چگونه ریشه ام در بطن خاک نخشکد!
حالا که در چشمهایت برق تبری می درخشد
که دسته اش از تنم جان گرفته!
باور نمی کنم
چه ساده با تبرت بر تنم می کوبی!!!
پ.ن۱:
حالم از این دنیا بهم می خورد
دنیایی که هیچکس در شب دیگری سر نمی کشد....
پ.ن۲:
و خدایا
من اندوهناکم!
من به شدت اندوهناکم!
چیزی که گم کرده بودم
درست از وقتی که به دنیا آمدم!
به ادامه فکر می کنم
چقدر راه طولانیست
و فاصله ها تا تو کم!
و این واژه ی عشق در سرم تکرار می شود. واژه ای که به جرات نمی فهممش. می دانستم! می فهیدم! اما حالا نمی دانم حالا یادم رفته! حالا برایم جزو بی معنی ترین واژه های زمین است. حالا دیگر حتی دلم نمی خواهد در باقیمانده ی عمرم مزه اش کنم.....
از همه چیز.....
چه بنویسم!؟
پ.ن:
نمی دانم چه می خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته ست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته ست
نمی دانم چه می خواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا هم
گهی می سوزدم گه می نوازد.....
ترانه محمد اصفهانی
اگر دست هایم از جنون لحظه ها خالیست
حالا دیگر
یاد گرفته ام
باید بی ادعا سکوت کرد
از همه ی دوستانی که در این مدت با پیام خصوصی به من لطف داشتند ممنونم....
شرمنده بخاطر عدم پاسخگویی
و به همین سادگی گفت:
خداحافظ....